چرا که نه. ریش و قیچی دست خودشان است. مدت هاست که دیگر رهبری هم عروسکی بیش نیست و نمی تواند هم باشد. دلم می خواست می توانستم واضح تر حرف بزنم. این خاک مال منست و مردمش متغلق به این خاک. همگی را دوست دارم و ته دلم نمی سوزد که یار و برادر هجده ساله ام روی این خاک و برای حفظ جانی هموطنی خودش را فدا کرد اما دلم از این می سوزد که پیکر خونین برادرم و انهای دیگر پله ای شد برای بالا رفتن کسانی که می خواستند به جاه و جلال برسند و انقلاب و دگرگونی برایشان کشک بود.
اینقدر بگویم که اه ما و این مردم دامن گیرست و نشود روزی که مثل ادم های رژیم سابق به فلاکت و غربت و تنهایی بیافتند و ته دلشان را بشورند که خدایا به کی بد کردیم که ینطوری از یاد تو رفتیم...
امیدوارم مردم روزی نه چندان دیر به خودشان بیایند و بدانند که لیاقت شان بیشتر از اینست که مشتی بیسواد و خرافاتی روی گرده شان سوار بشوند و آقا بالا سرشان بشوند.
امیدوارم صدای این حق خواهی ها به گوش جهانیان برسد و همه این آواها یک صدا بشنوند و مشتی روی دهان یاوه گویان زورگو بشود.
به امید فرا رسیدن ان روز

