مگر نمی گویی یک اسیر آزاد هستی. از زندگی لذت نمی بری و بودنت عين عذاب شده. پس حق داری, بخواهی نباشی. به تو بگويم ها, نباشی هم زياد توفيری به حال آن های ديگر نمی کند. يعنی آسمان زمين نمی آيد. هی می گويی داری رنج می بری, شکست خورده ای و در جا می زنی, نمی خواهی باشی, چون بجايی نمی رسی, چه اصراری داری که حتما" باشی, وقتی بودن و نبودنت زياد فرقی به حال خودت و ديگران نمی کند. خوب نباش جانم!
ادامه مطلب

